حسن حسن زاده آملى
232
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
واحد است . و اين اجتماع متقابلان در موضوع واحد از جهت واحده نيست بلكه اجتماع دو مفهوم متقابل متضايف در مصداق واحداند همچون اجتماع مفاهيم متغايرهء متكثّره در بسائط و موجودات مجرد قائم بذات خود . صدر المتألّهين در « اسفار » فرمود : « منشأ اين توهّم اين است كه تضايف را مطلقا از اقسام تقابل دانستهاند و پنداشتند كه هر متضائفان متقابلاناند و حال اينكه اين توهّم خطا است زيرا برخى از دو مفهوم متضايف به هيچ وجه اقتضاى تغاير ندارند تا چه رسد به تقابل ( يعنى در وجود ) ، بلكه بعضى از متضايفاتاند كه عقل حكم مىكند به تقابل آنها چون علّيّت و معلوليّت و تحريك و تحرّك و مستعدّ و مستعدّله و تقدّم و تأخّر زيرا كه طرفين آنها در وجود تنافى دارند نه در مجرد مفهوم ، و بعضى از آنها اينچنين نيستند چون عالميّت و معلوميّت و محب و محبوب . و آنى كه از اقسام تقابل است اوّل است نه دوم » . تفصيل آن را از فصول دهم و يازدهم و دوازدهم طرف اوّل مرحلهء دهم « اسفار » و به خصوص از فصل دوازدهم بايد طلب كرد .